فکر می کنم تلف شده ام
تبدیل بیخودی ترین صندلی به انتظار
مثل روزهایی که نیستند.
عاشقانه ای که نیست.
بنویس پرانتزکه تشریح شود.
بنویس دوستت دارم
شیر می شود.
سایه ای روی بند چهارم انگشتم
شیر خشک می کند.
آب دهانم بند بند
دو - ست - تت - دا - رم
چه قدر می توانی دور بمانی.
|
+| نوشته شده توسط
سحر صفائیان در دوشنبه هفتم آبان 1386
|